آیینه | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
اگر شعر اقرارعجز را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید اقرار عجز | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
شعر «آیینه» از داکتر صالحه واهب واصل سروده ای عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از مهر پایدار، دلدادگی، جمال یار و تاثیر عمیق عشق بر دل و جان سخن میگوید و تصویر هایی از آیینه، دریا، آتش عشق و دیدار معشوق می آفریند.
آیینه¬
صد جفا کرده اگر پــاره کنی ســـینۀ ما
مهر تو بـاز بـورزد دل بی کـــــینۀ ما
پاک گردد زفلک گر رقــم مهر و مهـــش
نرودعکــس جمال تو ازآیینــۀ مــا
قطره¬ یی بیش نیم؛ باز گشا آغوشت
ایکه بحری! به برت گیرتو گنجینۀ ما
گه¬ء افشاندن خون آمده ازچشم رقیب
آنکه پر کرده دل ازکینه¬ ی دیرینۀ ما
آتشِ عشقِ تو زد رخنه به¬ ملکِ دلِ من
کین همه بوی کباب خاسته از سینــۀ مـا
یارب این نغمۀ جانـسوزکی پرداخت، که عود
شرر افروخته درجامه¬ ی پشـمینۀ ما
هوش نایـد به سر «واهِب» مدهــوش دگر
کوست سرمست ز دیدارکِ دوشینۀ ما
16-11-2008
داکترصالحه واهب واصل
برگرفته از مجموعه شعری «مروارید گمشده»
هالند