(ذهن چیست؟ (بخش نهم
اگر بخش هشتم را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید ذهن چیست؟ (بخش هشتم)
تفاوتها و ارتباط ذهن بیدار و ذهن خواب
- آگاهی و کنترول: در ذهن بیدار ما کنترول کامل بر افکار و اعمال خود داریم، در حالی که در ذهن خواب، کنترول آگاهانه کاهش یافته و مراحل ناخودآگاه غالب می شوند.
- تفکر تحلیلی در مقابل ناخودآگاه: ذهن بیدار مسؤول تفکر منطقی و حل مسائل روزمره است، اما در خواب، ذهن ناخودآگاه روند پروسس عمیقتری مانند تخیل، خواب دیدن و حل مشکلات از طریق الگو های ذهنی ناخودآگاه را انجام می دهد.
- تهیهاطلاعات: ذهن بیدار به صورت هوشیارانه اطلاعات را از محیط دریافت و تهیه می کند، در حالی که ذهن خواب به تهیه و پردازش خاطرات و اطلاعات به شکل ناخودآگاه و درونی می پردازد.
ذهن بیدار و ذهن خواب دو حالت مختلف عملکرد ذهن هستند که هر کدام نقش مهمی در زندگی روزمره و سلامت روان ما ایفاء می کنند. در حالت بیداری، ذهن ما به صورت فعال و آگاهانه با محیط تعامل دارد، در حالی که در خواب، ذهن ناخودآگاه وظایف مهمی از جمله تهیهٔ خاطرات، بازیابی روانی و خواب دیدن را بر عهده می گیرد. هر دو حالت برای حفظ تعادل و عملکرد بهینه مغز و بدن ضروری هستند.
خود سطحی و خود عمقی: مفاهیم خود سطحی و خود عمقی به دو لایه متفاوت از شخصیت و آگاهی انسان اشاره دارند که در روان شناسی و فلسفه مورد بررسی قرار می گیرند. این دو مفهوم به نحوه درک و تجربه خودما در سطح های مختلف از آگاهی و درون ما اشاره می کنند.
- خود سطحی(Ego or Surface Self)
خود سطحی به بخشی از شخصیت و هویت ما اشاره دارد که به طور مستقیم در ارتباط با دنیای خارجی است و بیشتر با افکار، هویت ها و نقش های اجتماعی سروکار دارد. این بخش از خود، نمایانگر آن چیزیست که در موقعیت های روزمره با دیگران به اشتراک می گذاریم و اغلب توسط جامعه، فرهنگ و انتظارات خارجی شکل می گیرد. خصوصیات اصلی خود سطحی عبارتاند از:
- هویت های اجتماعی و نقشی: خود سطحی به نقش های مختلفی که در زندگی ایفاء می کنم، مانند نقش خانوادگی، شغلی یا اجتماعی، مرتبط است. مثلاً، زمانی که خود را به عنوان یک شاگرد، والدین، یا مدیر تعریف می کنم، از خود سطحی صحبت می کنم.
- کنترول بر زندگی روزمره: خود سطحی به مدیریت و هدایت فعالیت ها و تصامیم روزمره ما کمک می کند. این بخش بیشتر بر واقعیت های ملموس و عملیاتی تمرکز دارد.
- وابسته به تأیید اجتماعی: خود سطحی تا حد زیادی تحت تأثیر نظر دیگران و انتظارات جامعه است. بسیاری از افراد برای احساس موفقیت و رضایت به تأیید دیگران و جامعه نیاز دارند، و این نیاز به تأیید ناشی از خود سطحی است.
- منیت یا ایگو: در بسیاری از مکاتب فلسفی و روان شناسی، خود سطحی به عنوان ایگو (Ego) نیز شناخته می شود. این مفهوم اغلب به آن جنبه های از خود اشاره دارد که با نیاز به کنترول، قدرت و برتری یا تأیید اجتماعی مرتبط میشود.
- خود عمقی(True Self or Deep Self)
«خود عمقی» به بخش عمیقتر، اصیل تر و اساسی تر از شخصیت و وجود انسان اشاره دارد که فراتر از نقش ها، هویت های اجتماعی و انتظارات خارجی میباشد. خود عمقی همان بخش از وجود ماست که با ماهیت درونی و واقعی ما در ارتباط است و به احساسات، ارزشها، باورهای اصلی و معنی زندگی متصل است. خصوصیات مفتاح یا مفتاح یا کلیدی «خود عمقی» عبارت اند از:
- هویت اصیل و واقعی: خود عمقی نمایانگر هویت واقعی و اصیل ماست که فارغ از نقابها و نقش های اجتماعی است. این بخشی از وجود ماست که بدون تأثیرات بیرونی یا فشار های اجتماعی باقی می ماند.
- ارتباط با معنا و ارزشها: خود عمقی به آن جنبه های از وجودما مربوط است که با احساسات درونی، معنی زندگی، اهداف و ارزشهای اصلی ما در ارتباط است. در این حالت، فرد به دنبال کشف معانی عمیق تر و والاتری از زندگی است.
- تأثیر کمتر از دنیای بیرونی: برخلاف خود سطحی که به تأثیرات و انتظارات دیگران حساس است، خود عمقی کمتر تحت تأثیر دنیای خارجی و جامعه قرار دارد. این خود می تواند به طور مستقل و از درون به کشف حقایق و ارزشهای زندگی بپردازد.
- تجربه آرامش و هماهنگی: زمانی که با خود عمقی در ارتباط هستیم، معمولاً احساس هماهنگی درونی، آرامش و رضایت بیشتری را تجربه می کنم. این حالت از خود، ما را از آشفتگی های ناشی از رقابت ها و انتظارات اجتماعی دور می سازد.
| خود سطحی (Surface Self) | خود عمقی (Deep Self) |
| به نقش ها و هویتهای اجتماعی متکی است. | به هویت واقعی و اصیل ما متصل است. |
| تحت تأثیر انتظارات و نظر دیگران قرار دارد. | کمتر تحت تأثیر دنیای بیرونی و بیشتر متکی بر ارزشها و باور های درونی است. |
| معمولاً با منیت و ایگو همراه است. | بماهیت عمیق تر و اصیلتر شخصیت اشاره دارد. |
| درگیر مسائل روزمره، موفقیت های مادی و تأیید اجتماعی است. | بدنبال معنا و اهداف واقعی در زندگی است. |
| ممکن است دچار ناآرامی و اضطراب شود. | اغلب به احساس آرامش، هماهنگی و رضایت درونی منجر می شود. |
تفاوت های مفتاح یا کلیدی بین خود سطحی و خود عمقی
- چگونه به خود عمقی دسترسی پیدا کنیم؟
برای دسترسی به خود عمقی و رها شدن از تأثیرات خود سطحی، تکنیک ها و روش های مختلفی وجود دارد که به ما کمک می کنند با بخش های اصیل و درونی ما بیشتر در ارتباط باشیم. این روش ها عبارت اند از:
- مراقبه و ذهنآگاهی: مراقبه یکی از روش های مؤثر برای متصل شدن به خود عمقی است. با تمرکز بر نفس کشیدن و کاهش افکار مزاحم، می توان به آرامش و درک عمیق تر از وجود خود دست یافت.
- تفکر معنوی و فلسفی: بررسی مفاهیمی مانند معنی زندگی، ارزشهای انسانی و خود شناسی می تواند به فرد کمک کند تا به خود عمقی نزدیکتر شود.
- خود شناسی و رشد شخصی: مرحله خود شناسی از طریق بررسی باورها، ارزشها، و انگیزه های درونی به کشف خود عمقی کمک می کند. کتابها و دوره های روان شناسی خود شناسی نیز در این مسیر مؤثرند.
- کمتر شدن وابستگی به تأیید اجتماعی: تلاش برای کاهش نیاز به تأیید دیگران و تمرکز بر آنچه که به راستی برای ما ارزشمند است، ما را به خود عمقی نزدیکتر می کند. پس، خود سطحی و خود عمقی دو لایه متفاوت از شخصیت انسان هستند. خود سطحی بیشتر بر هویتهای اجتماعی و نقش های روزمره تأکید دارد و تحت تأثیر جامعه و انتظارات دیگران است. در مقابل، خود عمقی به هویت اصیل و واقعی ما اشاره دارد و با ارزشها، باورها و اهداف عمیق تری که از درون نشأت می گیرند، در ارتباط است. شناخت و درک این دو بخش از خود می تواند به فرد کمک کند تا تعادل بیشتری در زندگی داشته باشد و به یک درک عمیقتر از خود و معنای اصلی زندگی برسد.
ادامه دارد…
حق چاپ ونشر این مقاله محفوظ است در صورت استفاده از آن باید نام داکتر صالحه واهب واصل و لینک منبع ذکر شود.
فهرست منابع مورد استفاده در نگارش این مقاله در بخش آخری آورده شده است.