زن محکوم افغان | شعر اجتماعی از داکتر صالحه واهب واصل

اگر شعر قیامت شعر را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید  قیامت شعر | شعر اجتماعی و عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل

زنِ محکوم افغان

ای زنِ افغان، تو صبرِ کوه اندر سینه یی
ذات طوفان در دلِ آرامِ یک گنجینه‌ یی
گر جهان دیوار بندد بر رهِ داناییت
چون سحر از روزنِ اندیشهٔ ‌پیشینه یی
در سکوتت نیز می ‌جوشد صدای اعتراض
در دلِ شب ‌های عالم روزن نورینه یی
دست اگر از دفتر و از مکتبت کوتاه شد
در نفس ‌هایت تو صد دیوانِ خط زرّینه‌ یی
شعله را در مشت اگر پنهان کرد بادِ ستم
باز در خاکسترِ خود آتشِ زیرینه ‌یی
هر قدم کز عزمِ تو برخاست، تاریخ آفرید
در دلِ فردای روشن معنی ای دیرینه‌ یی
ای زنِ افغان، جهان از طاقتت آموخته
کز دلِ تاریکِ شب تو یک خوَرِ بالینه یی
خیز «واهب» با چراغِ دانشِ خود ره بزن
در شبستانِ زمان تو صبحی چون آئینه‌ ای

داکترصالحه واهب واصل

برگرفته از کتاب «دل بیتاب»

۰۱-۰۳-۲۰۲۶

هالند

Leave a Comment