بجا نشسته | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل

اگر شعر آیینه را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید  آیینه | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل

شعر «بجا نشسته» از داکتر صالحه واهب واصل سروده ای عاشقانه و عرفانی درباره شوق وصال، انتظار، رحمت الهی و دلبستگی عمیق به معشوق است. شاعر در این شعر از امید دیدار و طلب فنا در وصال سخن میگوید.

بجا نشسته

بدلم خیال وصلت چقدر بجانشسته
تو خدائی این شکیبا که به ره گدا نشسته
چه قیامت است نورت ز جهان بی نیازی
که ذرات جان مارا همه جا بجا نشسته
ببرم خیال راهی که فنا شوم ز وصلت
چه کنم که دیده و دل زهم ما سوی نشسته
همه امشبم مهیاست، نکنم امید فردا
که همائی رحمت تو پس درب ما نشسته
چی فسرده ام یارا به امید جلوه ات من
چو خسِ نحیفی کاندر خم بوریا نشسته
ز تپش بسوخت بالم بتکید پرم یکا یک
که خدنگ ناز بر چشم تو در خفا نشسته
نبرد هوائی شاهی به جهان فانی «واهِب»
که جهان عیان و پنهان به قبائی ما نشسته

داکترصالحه واهب واصل

برگرفته شده از مجموعه شعری «مروارید گمشده»

2009-06—دیسمبر

هالند

Leave a Comment