مستی طوفان| شعر عرفانی عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
اگر شعر سفیر راه معنی را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید سفیر راه معنی | شعر عرفانی فلسفی از صالحه واهب واصل
شعر «مستی طوفان» بیانگر شور عشق، بیقراری روح و سوز درونی انسانی است که در جذبه عشق و احساسات عارفانه غرق شده است. این سروده با فضای پرشور و احساسی سروده شده است.
مستی طوفان
من آن شمعَم که در بزم عشاقِ حق فروزانم
در آغوشم بسوزم، اشک خود ریزم به دامانم
به حیرت گاه چشمم عالمی از جلوه اش دارم
که چون خورشید بر سوز و گداز خویش حیرانم
نمیدانم چه سان دارد اثر بر من جمال او
که هردم منگرم بر خود دُچار خویش میمانم
چو اسپندم که از شور شرار خویش میرقصم
به دُهل سینه و نایِ گلو از عشق میخوانم
چه باور بایدم بر این جهان مادی و فانی
که میگردد فنا تا میرسد مژگان به مژگانم
چه محشر ها که در من میکند بر پا خیال او
که از فرط دریدن جامه را، چون شیشه عریانم
بیا در من درآ «واهِب» که گوهر در بغل دارم
من ایندم پر خروش و مست و بیتاب، همچو طوفانم