لب ساغر | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
اگر شعر خیال موهوم را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید خیال موهوم | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
شعر «لب ساغر» از داکتر صالحه واهب واصل بازتاب دلدادگی، شور عشق و مستی احساس در برابر معشوق است. در اين سروده شاعر با تصوير های لطيف و زبانی سرشار از احساس، زيبايی معشوق، سوز عشق و شور ديدار را با بيانی شاعرانه به تصوير ميکشد.
لب ساغر
لب بر لب ساغر زنم با یاد آن لب های تو
هوشم رباید هر نفس حسن جهان آرای تو
پیراهن سرخ حریر چون شعله داری بر تنت
سوزد مرا سر تا به پا سیمنه سر تا پای تو
چون آتش سوزان می اندر نگاه مست تو
می سوزم و گم می شوم در مستی دنیای تو
نقش رخ تو در دل پیمانه اشک من کشید
غرق تماشایت شدم دیوانه و شیدای تو
چاک گریبان تو شد آخر عبادت گاه من
تا سجده آرم از جنون بر حیطهٔ والای تو
تا شبنم روی لبت اندر دل پیمانه ریخت
میخانه شد رقصان به طوف قامت بالای تو
«واهب» برو دیگر مگو از مستی و از بیخودی
کین دم دگر بگذیده ام من باده را بر جای تو