خیال موهوم | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل

اگر شعر همدم راز را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید  همدم راز | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل

شعر «خیال موهوم» از داکتر صالحه واهب واصل بازتاب دلدادگی، شوق ديدار و غرق شدن عاشق در خيال معشوق است. در اين سروده شاعر با زبانی لطيف و سرشار از احساس، مرز ميان رؤيا و واقعيت را در فضای عشق به تصوير کشيده و از تأثير ژرف ياد و خيال يار بر دل عاشق سخن ميگويد.

خیال موهوم

دیشب خیال روی تو از چشم من خوابم ربود
میل لب تو بر لبم بر بیقراری ام فزود
ساغر به کف، آتش به دل، در خلوت مهتاب و من
نوشیدم و نوشیدمش تا برکَنَد بنیاد من
دیدم ترا با جامه ای از جنس عشق و آرزو
با یک لب پر خنده و با حلقه ای مرغوله مو
پرکرده بود دور و برم را عطر خوشبوی تنت
تو بودی در آغوش من مانند یک حور جنت
تو با نگاهت می زدی آتش به تار و پود من
می سوختم، احساس می کردم ترا در جان و تن
مستی میان ما و تو در هر نگه بنشسته بود
وان ساغر لب های تو درب لبم را بسته بود
بوسیدمت بوسیدمت تا دم دم صبح سحر
من، من نبودم رفته بود هوشم، من از خود بیخبر
از بس خیالت زنده بود واهب رهایم کرد و رفت
من ماندم و تنهایی ام مجنون صدایم کرد و رفت

 

داکترصالحه واهب واصل

برگرفته از کتاب «دل بيتاب»

۰۹-۱۰-۲۰۲۵

 هالند

Leave a Comment