فقط یک گناه | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
اگر شعر بی تو را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید بی تو | شعر عاشقانه عرفانی از داکتر صالحه واهب واصل
شعر «فقط یک گناه» از داکتر صالحه واهب واصل بازتاب درد عشق، دلتنگی و رنج جدایی است. در این سروده احساسات عاشقی که میان فراموشی و وفاداری سرگردان است با زبانی احساسی و شاعرانه بیان شده و تلخی فراق و رنج عاطفی را به تصویر میکشد.
فقط یک گناه
چه کنم از آن زمانی که به تو نگاه کردم
تب و تاب و گریه در شب، همه روزه آه کردم
نبود خطا اگر من نتوانمت فراموش
نه شناختمت ز اول، فقط این گناه کردم
نه توان بتو رسیدن، نتوان ز تو بریدن
بنگر چسان ز فرقت رخ خود چو کاه کردم
شب و روز و هفته و ماهم و سال و لحظه هایم
ز پی ات دویده، عمرم به رهت تباه کردم
دل هر جهنده در شب غوطه ور به موج خون است
ز بس از جفای تو من قصه ها به ماه کردم
تو مرا کشیدی از دل پی دیگری دویدی
بخدا قسم که من هم ز تو دل سیاه کردم
تو مگو مرا که «واهِب» نبُدم ترا من عاشق
که برین دروغت ای جان رب خود گواه کردم
داکترصالحه وهاب واصل
برگرفته از کتاب «گنج گمان» — مجموعه نهم غزلیات
17-10-2014
هالند