Sub-Total: €0.00
زنجیرهٔ جهل | شعر اجتماعی از داکتر صالحه واهب واصل
اگر شعر نگاه راز آلود را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید نگاه راز آلود | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
شعر «زنجیرهٔ جهل» از داکتر صالحه واهب واصل بازتاب درد های اجتماعی، رنج مردم، پيامد های نادانی و آرزوی بيداری و دانايی است. در اين سروده شاعر با زبانی صريح و انديشمندانه، از محروميت، ظلم و عقب ماندگی سخن گفته و ارزش دانش و آگاهی را يادآور ميشود.
زنجیرهٔ جهل
خنده ها گم گشته از لب های ما
سوخته بخت و طالع فردای ما
جهل و نادانی دگر فوران زده
از سر کوه فلک آرای ما
هر مصیبت در جهان شد سهم ما
واژگون شد قامت بالای من
هر چه خون داشتیم ریختیم بهر غیر
وای بر این هدیهٔ بی جای ما
بار غم دارد به دوش این خاک زر
خندق خون است هر صحرای ما
مردم بیچاره محکوم و اسیر
گشته زندان بهر ما ماوای ما
واهبا ما در کدامین صده ایم
علم ناید از چه در دنیای ما