(زمان چیست و چگونه میتوانیم آنرا تعریف کنیم؟ (بخش یازدهم
.اگر بخش دهم را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید زمان چیست وچگونه میتوانیم آنرا تعریف کنیم؟(بخش دهم)
آیا حال یک پدیده واقعی است؟
اما در ارتباط با حال، پدیده شناسی بر این نکته تأکید دارد که ما تنها در حال حاضر می توانیم تجربیات واقعی و ملموس را درک کنیم. به طور خاص، در پدیده شناسی، “حال” به عنوان یک پدیده واقعی و زنده در نظر گرفته می شود که تنها لحظه ای است که ما می توانیم آن را تجربه کنیم.
از نظر پدیده شناسی، حال تنها لحظه ای است که می توانیم به طور واقعی تجربه کنیم. در حقیقت، گذشته و آینده برای ما فقط مفاهیم ذهنی هستند که در هر لحظه از زمان در ذهن ما شکل می گیرند.
پس گفته می توانیم که:
گذشته به عنوان یک پدیده واقعی وجود ندارد، چرا که تنها در خاطرات و مستندات انسان ها باقی می ماند.
آینده نیز به عنوان یک پدیده واقعی قابل تجربه نیست، چرا که هنوز رخ نداده است و فقط در قالب پیش بینی ها و احتمالات موجود است.
از منظر پدیده شناسی، گذشته و آینده پدیده های ذهنی و پدیدار های انسان محور هستند که در ذهن ما شکل می گیرند. آنچه که از آنها می فهمیم و تجربه می کنیم بیشتر مربوط به چگونگی ادراک و تجربه آن ها است تا وجود فیزیکی و عینی آن ها. بنابراین، در حالی که گذشته و آینده به طور فیزیکی و مستقل از ذهن انسان وجود ندارند، می توانند به عنوان پدیده های ذهنی و روان شناسی مورد مطالعه قرار گیرند.
عبارتی که زمان یک صفر است که یک امر ناموجوی را که گذشته است با یک امر ناموجودی که آینده است وصل می سازد. به نوعی به مفهوم زمان در فلسفه و فیزیک اشاره دارد که هم زمان با نگاه به ابعاد مختلف آن، مفهومی عمیق و پیچیده را مطرح می کند. این ایده که زمان به عنوان “یک صفر” عمل می کند و گذشته (که دیگر وجود ندارد) را با آینده (که هنوز وجود ندارد) وصل می کند، به طور خاص در فلسفه زمان و نظریات فیزیکی بخصوص در نظریه نسبیت و پدیدارشناسی بررسی می شود.
برای بررسی بیشتر این عبارت، باید چند نکته را از جنبه های مختلف فکری و فلسفی تحلیل کنیم:
۱. زمان به عنوان یک واسطه بین گذشته و آینده
در این نگاه، زمان به طور کلی به عنوان رابطی بین دو “نقطه” از موجودات: یکی گذشته (که دیگر وجود ندارد) و دیگری آینده (که هنوز وجود ندارد) در نظر گرفته می شود.
از این منظر، زمان نه به عنوان یک موجود مستقل بلکه به عنوان یک واسطه که این دو “عدم موجودیت” را به هم وصل می کند، عمل می کند. در واقع، زمان بهنوعی مانند یک خط فرضی است که بین گذشتهای که دیگر در دسترس نیست و آیندهای که هنوز در دسترس نیست، پل میزند.
۲. یک صفر بودن زمان: پدیدارشناسی و فلسفه
در فلسفه، بخصوص در فلسفههای معاصر، بعضی از اندیشمندان زمان را نه به عنوان یک موجود یا واقعیت عینی، بلکه به عنوان یک پدیده ذهنی یا پدیدار ذهنی می بینند. بر اساس این دیدگاه، زمان تنها مفهومی ذهنی است که در آگاهی انسان ها برای فهم بهتر حرکت و تغییرات در جهان شکل میگیرد.
در اینجا، “یک صفر” ممکن است به نوعی به وضعیت بیزمانی یا لحظهی حال اشاره کند که در آن هیچچیز از گذشته و آینده به طور همزمان موجود نیست. در این لحظهی صفر، آنچه داریم تنها تجربهی مستقیم و فوری است، که گذشته و آینده در آن به طور همزمان در نقطهای از آگاهی انسان ها «متصل» می شوند.
۳. نظریه نسبیت و اتصال گذشته و آینده در “لحظه صفر”
از دیدگاه نظریه نسبیت انیشتین، زمان و فضاء به طور کامل به یکدیگر وابسته هستند و تشکیل یک منظومهی زمان-مکان میدهند. در این نظریه، زمان به صورت نسبی است و می تواند بسته به سرعت حرکت مشاهدهکننده یا شرایط گرانشی متفاوت باشد.
در این دیدگاه، زمان به عنوان یک کمیت پیوسته است که گذر از گذشته به آینده را میسر میسازد، اما هیچ نقطهای به عنوان یک “صفر مطلق” وجود ندارد که بین گذشته و آینده ارتباط برقرار کند. با این حال، “لحظه صفر” ممکن است به شکلی استعاری به نقطهای از زمان اشاره کند که در آن زمان و فضاء به طور کامل به هم تداخل دارند و هیچکدام به طور مستقل وجود ندارند، مثلاً در حالت بی نهایت یا در شرایطی مانند لحظه انفجار بزرگ (Big Bang).
۴. مفهوم زمان در فلسفههای شرقی و غربی
در بسیاری از فلسفههای شرقی، زمان به عنوان یک چرخه بی پایان در نظر گرفته می شود که هیچ نقطهی شروع یا پایانی ندارد و به طور مستمر در حال حرکت است. در این دیدگاه، مفهوم یک صفر می تواند به پایان و آغاز همزمان اشاره کند که در آن گذشته و آینده در یک چرخه بی پایان به هم وصل می شوند.
از دیدگاه فلسفه غربی، بخصوص در تفکر هایدگری یا دیگر پدیدارشناسان، زمان به طور بنیادی به عنوان بخشی از آگاهی انسان بررسی می شود که در آن لحظه حال به طور همزمان هم گذشته و هم آینده را در خود دارد، چرا که انسان همیشه در آگاهی لحظه ای زندگی می کند که میان خاطرات (گذشته) و آرزوها یا پیشبینیها (آینده) میچرخد.
۵. آیا زمان در “لحظه صفر” هم گذشته و هم آینده را در خود دارد؟
بر اساس تحلیل پدیدهشناسی، ممکن است زمان در لحظه صفر (که می تواند به معنای همان لحظهی حال باشد) به طور همزمان شامل خصوصیتهای از گذشته و آینده باشد، اما در واقع، هر لحظه از زمان، خود از یک لحظهی کنونی تشکیل می شود که انسان به آن آگاهی دارد.
از منظر دیگر، ممکن است مفهوم “یک صفر” اشاره به بیزمانی یا عدم قطعیت بین گذشته و آینده داشته باشد، یعنی در این لحظه که ما در آن قرار داریم، همه چیز به صورت محتمل و ناتمام است و ما نمی توانیم به طور قطعی از گذشته یا آینده صحبت کنیم، زیرا هرکدام بهنوعی در ذهن و آگاهی ما فقط به عنوان “تصوراتی” از زمان قابل درک هستند.
پس، زمان را به عنوان “یک صفر” که گذشته را با آینده وصل می کند، به شکلی عمیق به این اشاره دارد که زمان به طور فلسفی نه یک موجود مستقل و فیزیکی، بلکه یک پدیده ذهنی و ادراکی است که در لحظهی حال به طور همزمان حاوی خصوصیتهای از گذشته و آینده می شود. در واقع، گذشته و آینده در ذهن ما به طور مستقیم قابل تجربه نیستند، اما ما از طریق زمان (که در حقیقت یک تجربه ذهنی است) این دو را بههم پیوند میدهیم.
اگر زمان حال را به عنوان “صفر” در نظر بگیریم که کوتاه ترین معیار سنجش زمان است، در واقع شما به مفهوم لحظه حال اشاره دارید که در فلسفه و فیزیک به آن لحظه “اکنون” یا “آن واحد” میگویند. این لحظه به طور عمده در تفکر فلسفی و فیزیکی به عنوان نقطهای میان گذشته و آینده شناخته می شود که به طور معمول، قابل تقسیم به بخشهای کوچکتر است.
با توجه به این که زمان به طور نسبی و بسته به مقیاسهای مختلف در فیزیک و فلسفه بررسی می شود، “صفر” به معنای کمترین واحد زمانی بهشمار می آید که در آن هیچ تغییری رخ نمی دهد. در این زمینه، می توان دو نوع قیاس برای سنجش کوتاه ترین واحد زمانی پیشنهاد داد:
۱. در فیزیک: “زمان پلانک”
در فیزیک، بخصوص در نظریه کوانتوم، کوتاه ترین واحد زمانی که برای سنجش تغییرات یا رویدادها تعریف می شود، به زمان پلانک (Planck time) معروف است. زمان پلانک حداقل زمان ممکن است که در آن می توان به طور معنادار از تغییرات فیزیکی صحبت کرد.
زمان پلانک برابر با حدوداً 5. 39×10−445. 39 \times 10^{-44}5. 39×10−44 ثانیه است.
این زمان به عنوان کمترین واحد زمانی در جهان شناخته می شود که نمی توان آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم کرد و به همین دلیل برای سنجش کوتاه ترین واحد تغییرات در دنیای فیزیکی استفاده می شود.
این واحد زمانی در نظریههای فیزیک کوانتومی بخصوص در مقیاسهای زیراتمی کاربرد دارد و در آن زمان و فضاء به طور بنیادی به هم پیوند دارند.
۲. در فلسفه: “لحظه حال” یا “آن واحد”
در فلسفه، بخصوص در پدیدارشناسی، لحظه حال به عنوان “صفر” یا لحظه ای که هیچ چیز در آن تغییر نمی کند، در نظر گرفته می شود. در این دیدگاه، زمان حال به طور معمول به یک آن واحد که در آن گذشته و آینده هیچ وجود مستقلی ندارند و به صورت مفهومی درک می شوند، اشاره دارد.
لحظه حال یا همان “آن واحد” به طور شبهنامحدودی کوتاه در نظر گرفته می شود، به طوری که هیچ تغییری در آن لحظه رخ نمی دهد.
در فلسفه، بسیاری از فیلسوفان مانند هراکلیتوس و آگوستین به این اشاره کردهاند که درک زمان حال به طور کامل و دقیق غیرممکن است، زیرا ذهن انسان به طور دائمی در حال گذر از گذشته به آینده است و نمی تواند به طور کامل در لحظه حال بماند.
قیاس کوتاه ترین واحد زمانی در فلسفه و فیزیک
اگر بخواهیم به این پرسش از دو منظر مختلف (فیزیکی و فلسفی) پاسخ بدهیم، می توانیم به صورت زیر مقایسه کنیم:
در فیزیک: اگر زمان حال را به عنوان “صفر” در نظر بگیریم، کوتاه ترین واحد زمانی که در فیزیک می توان به آن اشاره کرد زمان پلانک است که برابر با 5. 39×10−445. 39 \times 10^{-44}5. 39×10−44 ثانیه است. در این مقیاس، هیچ تغییری نمی تواند در یک واحد زمانی کوچکتر از این رخ دهد، زیرا قوانین فیزیکی به شکلی که در مقیاسهای بزرگتر عمل می کنند، در این مقیاس تغییر می کنند.
در فلسفه: از منظر فلسفی، لحظه حال ممکن است مفهومی نامحدود و حتی غیرقابل اندازه گیری باشد، چرا که انسان نمی تواند تجربه زمان را در یک لحظه ثابت و بدون تغییر حفظ کند. در حقیقت، درک زمان حال به طور کامل برای ذهن انسانی امکانپذیر نیست و لحظه حال به طور فلسفی به معنای هیچ چیز است، زیرا در آن هیچچیز تغییر نمی کند و هیچ چیزی به طور واقعی تجربه نمی شود.
ادامه دارد…
حق چاپ ونشر این مقاله محفوظ است در صورت استفاده از آن باید نام داکتر صالحه واهب واصل و لینک منبع ذکر شود.
فهرست منابع مورد استفاده در نگارش این مقاله در بخش آخری آورده شده است.