(زمان چیست و چگونه میتوانیم آنرا تعریف کنیم؟ (بخش نزدهم

.اگر بخش هژٰدهم را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید  زمان چیست و چگونه میتوانیم آنرا تعریف کنیم؟ (بخش هژدهم)

دیدگاه ادیان بر زمان

ادیان مختلف به زمان به‌ طور متفاوتی نگاه می‌ کنند و مفهوم زمان در هر یک از این ادیان بر اساس اصول فلسفی، اعتقادات دینی و تجربیات روحانی خاص آنها شکل گرفته است. در زیر به بررسی نظریات برخی از ادیان عمده جهان در مورد زمان پرداخته می‌ شود:

مسیحیت

در مسیحیت، زمان به‌ طور غالب به ‌عنوان یک پدیده خطی درک می‌ شود. این دیدگاه تحت تأثیر روایت کتاب مقدس و مفاهیم تاریخ‌نگاری دینی است. در مسیحیت:
زمان خطی: مسیحیت به‌ طور عمده به زمان به ‌عنوان یک مسیر خطی و دارای آغاز و پایان نگاه می‌ کند. تاریخ بشر از آفرینش شروع شده و به ظهور مسیح و در نهایت به بازگشت دوم مسیح (که به عنوان «قیامت» یا پایان تاریخ شناخته می‌ شود) می‌انجامد.
مفهوم رستاخیز و قیامت: در مسیحیت، زمان به‌ طور خاص به جنبه‌های معنوی و جاودانه نیز مرتبط است. عقیده به رستاخیز و زندگی ابدی بعد از مرگ به این معناست که هر فرد با زندگی پس از مرگ در زمانی نامحدود و ابدی مواجه می‌ شود.
بررسی زندگی به عنوان “زمانی برای خدا”: زمان در مسیحیت به ‌عنوان فرصتی برای زندگی دینی و معنوی و انجام کارهای خداوندی در نظر گرفته می‌ شود.

اسلام

در اسلام، زمان به‌ طور مشابه با مسیحیت از دیدگاه خطی درک می‌ شود، اما با خصوصیت‌های منحصر به فرد:
زمان خطی: اسلام نیز مانند مسیحیت به زمان به ‌عنوان یک مسیر خطی از آفرینش تا روز قیامت می‌نگرد. زندگی دنیا تنها یک مرحله از این روند است که بعد از آن، انسان ها به آخرت منتقل خواهند شد.
زمان و خداوند: در اسلام، خداوند خارج از زمان است و زمان برای انسان ها به ‌عنوان یک هدیه الهی و یک آزمایش برای استفاده صحیح از آن در جهت تحقق اهداف دینی و اخلاقی محسوب می‌ شود. وقت در اسلام اهمیت زیادی دارد و پیامبر اسلام گفته است که باید از وقت خود به درستی استفاده کرد.
قیامت: زمان در اسلام به‌ طور خاص به قیامت و زندگی بعد از مرگ مرتبط است. انسان ها در قیامت بر اساس اعمال خود مورد حسابرسی قرار خواهند گرفت.
هودایسم (یهودیت)
یهودیت نیز به زمان به‌ طور خطی می‌ نگرد، اما در مقایسه با مسیحیت و اسلام بر اساس قوانین خاص خود و تاریخ ملت یهود زمان را تعریف می‌ کند:
زمان خطی و متشکل از دوره‌ها: در یهودیت، تاریخ بشر به‌ طور کلی به دوره‌های مختلف تقسیم می‌ شود که شامل آفرینش، خروج از مصر، و در نهایت ظهور مسیحا است. این ظهور مسیحا به معنای تحقق عدالت و صلح جهانی است.
برکت زمان: در یهودیت، زمان به ‌عنوان یک هدیه الهی تلقی می‌ شود و تکالیف مذهبی زیادی بر اساس زمان، مانند شبات (روز استراحت) و تعطیلات یهودی مانند پسح و یوم کیپور، وجود دارند که در آنها به ملاقات با خداوند و تفکر در مورد تقدس زمان تأکید می‌ شود.
مفهوم تاریخ به ‌عنوان روندی مقدس: یهودیان زمان را به ‌عنوان یک روند مقدس می‌ بینند که در آن تاریخ و فعالیت های انسانی به‌ طور مستقیم تحت نظر و اراده خداوند قرار دارد.

هندوییسم

در هندوییسم، مفهوم زمان متفاوت از ادیان ابراهیمی است و به‌ طور عمده بر چرخه ‌های بی‌ پایان و تغییرات در این چرخه‌ها تأکید دارد:
زمان چرخشی: در هندوییسم، زمان به ‌عنوان یک چرخهٔ بی‌ پایان از آفرینش، نگهداری و تخریب درک می‌ شود که به آن کالی یوگا و چرخه‌ های دیگر که در آن موجودات به‌ صورت مکرر به دنیا می‌آیند و دوباره می ‌میرند اشاره دارد. این چرخه‌ ها به نام‌ های ساتیا یوگا، ترا، دوپر، کالی یوگا شناخته می‌ شوند.
دورآنهای کیهانی: در هندوییسم، زندگی به‌ طور دوره‌ای و بی‌ پایان تکرار می‌ شود و هدف نهای درک این چرخه‌ها و رسیدن به موکشا (آزادی از چرخه تولد و مرگ) است. در این نگاه، زمان نه تنها خطی نیست بلکه محدودیت‌های فیزیکی و انسانی را به چالش می‌کشد.

بودائیسم

در بودائیسم، زمان نه تنها به‌ طور خطی یا چرخشی درک می‌ شود، بلکه بیشتر بر تغییرات درون انسان و تلاش برای رهای از رنج‌ها تأکید دارد:
زمان و دایره‌ی تولد و مرگ (سامسارا): در بودائیسم، زمان مرتبط با سامسارا است که دایره‌ی تولد، مرگ و تولد دوباره است. بودایی‌ها اعتقاد دارند که انسان ها در این دایره به دام افتاده‌اند و تا زمانی که به رهای (نروانا) دست نیابند، از این چرخه خارج نمی‌ شوند.
آگاهی از زمان: در این دین، زمان بیشتر به لحظهٔ حال و آگاهی از آن توجه دارد. هدف بودیسم از درک زمان این است که فرد در لحظه زندگی کند و از افکار و احساسات گذرا رهای یابد تا در نهایت به درک عمیق ‌تری از زندگی و رنج برسد.
درک تغییر: زمان در بودائیسم بیشتر به مفهوم تغییر و پیوستگی آن با رنج‌ ها در این دنیا ارتباط دارد.

تائوئیسم

در تائوئیسم، زمان به ‌عنوان یک روند طبیعی و خودجوش از تائو (راه یا اصل طبیعت) درک می‌ شود:
زمان به ‌عنوان بخشی از جریان طبیعی: در تائوئیسم، زمان نه تنها به ‌عنوان یک مقیاس خطی یا چرخشی بلکه به ‌عنوان بخشی از جریان طبیعی هستی در نظر گرفته می‌ شود. زمان در این سیستم فلسفی به ‌عنوان بخشی از تغییرات طبیعی در طبیعت، آسمان و زمین است.
توجه به لحظه حال: تائوئیسم بر زندگی در لحظه‌ی حال تأکید دارد و هرگونه تلاش برای مبارزه با زمان یا اجبار زمان به یک نظم خاص را بی‌ثمر می‌ داند. در این دیدگاه، زمان باید به طور طبیعی و بیشتر در هماهنگی با تائو پیش رود.
شینتو
در شینتو، که مذهب بومی ژاپن است، زمان به‌ طور عمده به ‌عنوان پدیده‌ای مرتبط با طبیعت و ارواح دیده می‌ شود:
زمان طبیعی و معنوی: زمان در شینتو بیشتر به حرکت فصول، تغییرات طبیعی و ارواح مقدس (کامی) مرتبط است. این دیدگاه بخصوص در جشن‌ها و مراسم سنتی که در ارتباط با تغییر فصول و احترام به ارواح طبیعت است، به چشم می‌ خورد.
ادیان مختلف به زمان به طرق متنوعی نگاه می‌ کنند. در حالی که برخی از آنها (مانند مسیحیت، اسلام و یهودیت) به زمان به ‌عنوان مسیری خطی و تاریخ‌نگاری‌شده نگاه می‌ کنند، برخی دیگر مانند هندوییسم و بودائیسم زمان را به ‌عنوان چرخه ‌ای بی‌ پایان و مرتبط با تولد و مرگ می‌ بینند. نظریات دیگر مانند تائوئیسم و شینتو زمان را به ‌عنوان بخشی از جریان طبیعی هستی و تغییرات طبیعی تفسیر می‌ کنند. در همه این ادیان، زمان نه تنها مفهومی دنیوی بلکه مفهومی عمیق و معنوی است که به زندگی، مرگ، و رهای انسان ها مرتبط است.

ادامه دارد…

حق چاپ ونشر این مقاله محفوظ است در صورت استفاده از آن باید نام داکتر صالحه واهب واصل و لینک منبع ذکر شود.

فهرست منابع مورد استفاده در نگارش این مقاله در بخش آخری آورده شده است.

Leave a Comment