(زمان چیست وچگونه میتوانیم آنرا تعریف کنیم؟ (بخش سیزدهم

.اگر بخش دوازدهم را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید زمان چیست وچگونه میتوانیم آنرا تعریف کنیم؟ (بخش دوازدهم)

دیدگاه البرت انشتین در مورد زمان

اکنون نظر آلبرت انیشتین را در مورد زمان، خاصتاً در ارتباط با نظریه نسبیت، می بینیم که البته نقطه‌ نظر بسیار متفاوتی نسبت به نظریات فلسفی و سنتی درباره‌ٔ زمان ارائه می‌ دهد. انیشتین زمان را به‌ طور بنیادی به ‌عنوان جزء جدا نشدنی از فضاءء و یکی از ارکان ساختار چهاربعدی جهان می‌دید. در این راستا، نظریات او بخصوص در نظریه نسبیت خاص و نظریه نسبیت عام، به‌ طور عمده بر مفهوم زمان-فضاء (spacetime) و نسبیت زمان تأکید دارد.
۱. نظریه نسبیت خاص و زمان نسبی
در نظریه نسبیت خاص که انیشتین در سال 1905 مطرح کرد، او نشان داد که زمان به‌ طور نسبی است و به‌ طور مستقیم به سرعت حرکت ناظر وابسته است. در این نظریه، او فهمید که زمان و فضاء نمی ‌توانند به‌ طور مستقل از هم مورد بررسی قرار گیرند. در واقع، زمان و فضاء به یکدیگر پیوسته‌اند و تشکیل یک منظومه‌ی چهار بعدی می‌دهند که انیشتین آن را زمان-فضاء می‌نامید.
زمان نسبی: طبق نظریه نسبیت خاص، زمان برای ناظران مختلف بسته به سرعت حرکت آنها نسبت به یکدیگر متفاوت خواهد بود. به عبارت دیگر، ناظری که با سرعت بالا حرکت می‌ کند، زمان را کندتر از ناظری که در حال سکون یا حرکت با سرعت کم است، تجربه می‌ کند. این پدیده که به آن انبساط زمان (time dilation) گفته می‌ شود، در زندگی روزمره غیرقابل مشاهده است اما در سرعت‌های نزدیک به سرعت نور، اثرات آن مشهود می‌ شود. مثال: اگر یک فضاءنورد در فضاء با سرعت نزدیک به نور حرکت کند و به زمین بازگردد، برای او زمان کندتر می‌ گذرد و ممکن است پس از بازگشت به زمین، سن او نسبت به کسانی که در زمین باقی مانده‌اند، کمتر باشد.

۲. نظریه نسبیت عام و تأثیر گرانش بر زمان
در نظریه نسبیت عام (که انیشتین در سال 1915 ارائه داد)، او پیشنهاد کرد که گرانش نه تنها بر فضاء، بلکه بر زمان نیز تأثیر می‌گذارد. به‌ طور خاص، زمان در نزدیکی اجرامی با جرم زیاد، مانند سیاه‌ چال‌ها یا ستارگان بزرگ، کندتر می‌ گذرد. این پدیده که به آن کشش زمانی یا تاخیر زمانی گرانشی گفته می‌ شود، نتیجه‌ی انحنای فضاء-زمان توسط جرم و انرژی است.
اثر گرانشی بر زمان: طبق نظریه نسبیت عام، در نواحی با گرانش شدید (مثل اطراف سیاه‌ چاله‌ها یا ستارگان بزرگ)، زمان کندتر می‌ گذرد نسبت به مناطقی که گرانش ضعیف‌تری دارند. این اثر به‌ طور واضح در اطراف سیاه‌ چاله‌ها قابل مشاهده است، جایی که حتی نور نمی ‌تواند از آن فرار کند. مثال: اگر فردی در نزدیکی یک سیاه‌ چاله قرار گیرد و دیگری در جایی دورتر از آن، فردی که در نزدیکی سیاه‌ چال است، زمان را بسیار کندتر خواهد گذراند.
۳. دیدگاه انیشتین نسبت به “لحظه حال”
انیشتین زمان را به ‌عنوان یک بُعد از یک کل چهاربعدی می‌دید که در آن زمان و فضاء نمی ‌توانند به‌ طور جداگانه و مستقل بررسی شوند. بر اساس نظریه نسبیت، برای هر ناظر، یک رویداد می ‌تواند همزمان با زمان خاص و مکان خاص در نظر گرفته شود. این رویداد ممکن است برای ناظر دیگری که در حال حرکت با سرعت متفاوت است، در زمان و مکان مختلفی رخ دهد. بنابراین، در دیدگاه انیشتین، زمان یک خصوصیت مطلق و ثابت نیست که به طور یکسان برای همه افراد تجربه شود. بلکه زمان به ناظر وابسته است و بسته به شرایط حرکت و گرانش، ممکن است برای افراد مختلف به گونه‌های مختلف تجربه شود.
۴. “لحظه حال” در نظریه نسبیت
نظریه نسبیت با تفکرات سنتی که به زمان به ‌عنوان یک خط راست و متوالی نگاه می‌ کنند، مخالف است. بر اساس نظریه نسبیت، در جهان چهار بعدی (زمان-فضاء)، مفاهیمی مانند “لحظه حال” ممکن است برای ناظران مختلف متفاوت باشد. در نتیجه، آنچه یک ناظر به ‌عنوان “حال” تجربه می‌ کند، ممکن است برای ناظر دیگری که در موقعیتی متفاوت قرار دارد، چیزی کاملاً متفاوت باشد. این به این معنی است که در جهان چهاربعدی، گذشته، حال و آینده می ‌توانند به‌ طور همزمان وجود داشته باشند و دیگر نمی ‌توان زمان را تنها به ‌عنوان یک جریان خطی و ثابت در نظر گرفت.
۵. زمان در نظریات مختلف
دیدگاه انیشتین در مورد زمان با نظریات فلسفی مانند آنچه که مک‌تاگارد و دیگر فلاسفه مطرح کرده‌اند، متفاوت است. انیشتین از زمان به ‌عنوان یک عنصر عینی در نظر می‌گیرد که با فضاء تعامل دارد و تحت تأثیر حرکت و گرانش قرار می‌گیرد. در حالی که در نظر مک‌تاگارد، زمان به‌ طور بنیادی غیرواقعی و ذهنی است، انیشتین زمان را یک بُعد فیزیکی واقعی می‌ داند که به‌ طور مستمر تحت تأثیر شرایط فیزیکی قرار می‌گیرد. دیدگاه انیشتین در مورد زمان، در مقایسه با فلسفه‌ های سنتی‌تر، به‌ طور کامل زمان را نسبی و وابسته به حرکت و گرانش می‌ داند. او زمان را به ‌عنوان بخشی از فضاء-زمان می‌بیند که نمی ‌تواند از فضاء جدا شود. برای او، زمان یک پدیده عینی است که با تغییر سرعت حرکت ناظران یا تغییر در شدت گرانش، تغییر می‌ کند و به‌ طور کلی هیچ خصوصیت ثابت و یکسانی برای زمان در تمام جهان وجود ندارد. زمان برای هر ناظر بسته به شرایط حرکت و گرانش او متفاوت است و از این‌رو به‌ طور نسبی تجربه می‌ شود.

ادامه دارد…

حق چاپ ونشر این مقاله محفوظ است در صورت استفاده از آن باید نام داکتر صالحه واهب واصل و لینک منبع ذکر شود.

فهرست منابع مورد استفاده در نگارش این مقاله در بخش آخری آورده شده است.

 

 

Leave a Comment