(خرافات چیست؟ (بخش دوم
اگر بخش اول را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید خرافات چیست؟ (بخش اول)
چرا مردم هنوز به خرافات باور دارند؟
عادت فرهنگی و خانوادگی
تجربه ٔ شخصی (مثل یک بار که واقعاً بعد از شکستن آینه اتفاق بدی افتاده)
تلقین و ذهنیت جمعی
ترس، اضطراب یا ناامیدی
کمبود آموزش علمی
آسیب ها و عواقب خرافات
ایجاد ترس بی دلیل
تصمیم گیری اشتباه در زندگی
جلو گیری از پیشرفت علمی و منطقی
تقویت تفکر جادویی (در مقابل تفکر علمی)
گمراهی فکری: خرافات جای واقعیت را می گیرد.
سوء استفاده مالی: دعا نویسان و فال گیر ها از مردم پول می گیرند. سود جویی افراد از ناآگاهی دیگران
بازداشتن از درمان و منطق: مثلاً به جای رفتن نزد داکتر، فرد دنبال طلسم می رود
توسعهٔ جهل اجتماعی: جامع های که به خرافات تکیه کند، رشد نمی کند
غلبه و مقابله با خرافات
آموزش و آگاهی دادن علمی و تفکر نقادانه از دوران طفولیت و کودکی
تقویت تفکر نقادانه و علمی و عملی
بررسی خرافات با روش علمی و تاریخی
ایجاد گفت وگوی آزاد دربارهٔ این موضوعات بدون تمسخر.
تشویق به تحقیق و تجربه شخصی
نشان دادن نادرستی خرافات با آزمایش ها و شواهد واقعی
آگاهی رسانی از طریق رسانه و آموزش عمومی
چرا خرافات تا امروز زنده مانده اند؟
سادگی و قابل فهم بودن: مردم ترجیح می دهند به جای پیچیدگی علمی، به توضیح ساده خرافی تکیه کنند.
احساس امنیت روانی: «اگر چشم زخم را با مهره بگیرم، خاطرم جمع می شود» – حس کنترول.
همرنگ جماعت شدن: «همه این کار را می کنند، پس من هم می کنم.»
ترس از امتحان نکردن: «نشود واقعاً نحس باشد، خوب احتیاط می کنم!»
مثال از زندگی واقعی (از افغانستان و جهان)
در هند، افراد بسیاری به «خورشید گرفتگی» بعنوان یک نشانه شوم نگاه می کنند و حتی از خانه بیرون نمی آیند.
در افغانستان، بعضی از خانواده ها هستند که هنوز برای «بخت گشایی» دختر، به دعا نویس و خاک قبرستان متوسل می شوند.
در کشور های مثل ایتالیا یا آلمان، مردم در شب سال نو زیرپوشی های قرمز می پوشند برای خوش چانسی در عشق!
مقایسه خرافات در فرهنگ های مختلف: در این بخش، تمرکز را روی خرافات در فرهنگ های مختلف جهان می گذاریم و مقایس های انجام می دهیم:
فرهنگ افغانستان: در فرهنگ افغانی، خرافات ریشه در باور های گذشتگان و پیش از اسلام، دروس مذهبی (گاهی تحریف شده) و فولکلور و داستان های عامیانه دارد. مثال های رایج: ریختن آب پشت سرمسافر، بستن بند در زیارت ها برای بخت گشایی دختران، گذاشتن نعل اسپ به روی دروازهٔ درامد ویا اسپند دود کردن برای دفع نظر، صدای جغد نشانه مرگ است، اشپلاق زدن در شب نحس است. شب زیر درخت خوابیدن یعنی جن و پری در آن شخص داخل می شود و آن شخص زده می شود و امثال این ها. جالب است که برخی از این خرافات حتی در اشعار حافظ، فردوسی و نظامی نیز به صورت نمادین آمده اند.
هند: در هند، خرافات بخشی از زندگی روزمره است و ریشه در آئین های:
هندوئیزم، باور های قومی و طبقات اجتماعی دارد. مثلاً: دیدن گربه سیاه هنگام خروج از خانه نشانهٔ بدچانسی، زنان بیوه در برخی مناطق نباید در جشن های مذهبی شرکت کنند (نشانه شومی)، اعتقاد به “واستو” یا دعای صبحانهٔ هندی ها با پاکنی دود از بته مخصوص به اطراف خانه (شبیه فنگ شویی چینی)، برای چیدن امرژی منفی از خانه و جذب انرجی مثبت.
چین: فرهنگ چین یکی از خرافه خیزترین فرهنگ هاست، به خصوص در رابطه با اعداد، رنگ ها و اجسام. مثلاً: عدد ۴ نحس است چون تلفظ آن شبیه کلمهٔ “مرگ” است، اعداد ۸ و ۶ خوش چانسی می آورند، استفاده از آئینه برای بازتاب ارواح شیطانی و قرمز نشانهٔ دفع بدی و خوش یمنی است (به خصوص در عروسی ها و سال نو)
مصر باستان: در مصر باستان، خرافات بخشی از مذهب بود، مثل: زندگی پس از مرگ، استفاده از “طلسم ها” برای محافظت در قبر، خرافه های دربارهٔ “نفرین مومیایی ها” که هنوز هم در فیلم ها استفاده می شود
یونان باستان: یونانی ها به قدرت خدایان، نشانه ها و شگونها باور داشتند. مثلاً: پرنده ها و جهت پروازشان نشانه سرنوشت بودند، اعتقاد به پیشگویی از طریق «دلفی» و اوراکل و اگر فردی هنگام خواب عطسه می کرد، تعبیر خوبی داشت یا بدی
فرهنگ آمریکایی و غربی مدرن: در دنیای مدرن هم خرافات زنده اند ، اما شکل شان تغییر کرده است. مثلاً: اعتقاد به بدچانسی در روز جمعه سیزدهم، چوب زدن به چیزی (knock on wood) برای جلو گیری از بدچانسی، عدم عبور از زیر نردبان، استفاده از “طلسم عشق” یا «کارت تاروت» برای پیشگویی آینده و غیره.
نقش خرافات در دین و تفاوت آن با باور اصیل دینی: خرافات در طول تاریخ اغلب در کنار دین رشد کرده اند . بسیاری از مردم به اشتباه گمان می کنند که بعضی خرافات، جزئی از دین هستند، در حالی که آنها فقط پیوست های فرهنگی یا تحریف شدهٔ دینی هستند. در اینجا قصد داریم این دو را از هم تفکیک کنیم و با مثال توضیح بدهیم.
۱- تفاوت میان خرافات و باور دینی اصیل
معیار باور دینی اصیل خرافات دینی یا شبه دینی
منبع کتاب مقدس، سنت پیامبران، عقل داستان های عامیانه، نقل قول های غیر مستند
هدف رشد معنوی، اخلاق، ارتباط با خدا ترس، امید بی اساس، گریز از واقعیت
پایه عقلی دارد ندارد یا بسیار ضعیف است
تجربه پذیر و آزمایش پذیر اغلب جنبه روحی دارد و فلسفی نه، ولی ادعاء می کند که تاثیر قطعی دارد
مشوق دانایی است یا تقلید؟ دانایی تقلید کورکورانه
۲- خرافات چگونه در کنار دین رشد میکند: در بسیاری از جوامع، افراد دیندار برای رسیدن به حاجات خود، یا برای رفع مشکلات شان، گاه از روش های استفاده می کنند که ربطی به دین واقعی ندارد. اما چون این اعمال در لباس دین ارائه می شود، مردم آن را دینی تصور می کنند. مثال های از خرافات رایج که به دین چسبانده شده اند:
اسلام: استفاده از دعا ها یا اوراد (ورد ها) غیر معتبر به صورت «طلسم» برای بخت گشایی یا باردار شدن، نوشتن آیات قرآن با خون بر روی کاغذ و بستن به بازو ، دفن اشیاء یا مهر در خاک قبرستان برای اجابت دعا و بالاخره این باور که اگر کسی در شب جمعه بمیرد، بخشیده می شود (بدون سند معتبر) در حالی که در قرآن و سنت نبوی، تأکید بر عقل، توکل به خدا و دوری از شرک و جادو بسیار روشن است.
مسیحیت: فروختن «برکت» یا «بخشش گناهان» توسط کلیسا در قرون وسطی، لمس اشیای مقدس برای شفا، دعا کردن به مجسمه ها یا استخوان قدیسان برای چانس. در حالی که اصل مسیحیت بر رحمت، ایمان قلبی و عشق به خدا است و اعمال ظاهری نیست.
بودیزم و هندویزم: استفاده از مجسمه بودا به عنوان طلسم ثروت، آویختن اشیاء مذهبی برای محافظت از ارواح و ریختن شیر بر روی مجسمه خدایان برای رسیدن به حاجت شان.
۳- چرا خرافات با دین مدغم می شود؟
کمبود آموزش دینی صحیح: مردم نمی دانند چه چیزی واقعاً در دین آمده و چه چیزی فقط حرف مردم است.
آسان بودن خرافات نسبت به تعالیم واقعی: دعا نویسی ساده تر از صبر، تلاش و دعا کردن واقعی است.
استفاده وسایلی از دین توسط افراد سودجو: برخی با عنوان «دیندار»، خرافات را ترویج می دهند تا از مردم پول بگیرند یا آنها را کنترول کنند.
ترکیب دین با فرهنگ های محلی: در برخی از دهات و روستا ها یا مناطق دور دست تر، دین با رسوم قومی درآمیخته است و سخت می توان آنها را از هم جدا کرد.
۴- راه تفکیک خرافات از باور های دینی: برای اینکه بتوانیم خرافه را از دین واقعی جدا کنیم باید سه کار انجام دهیم:
الف) منبع آن را بررسی کنیم: آیا این عمل در قرآن، انجیل، تورات، یا منابع اصلی آمده، آیا پیامبر یا بزرگان دین آن را انجام داده اند.
ب) عقل و منطق را در نظر بگیریم: آیا این عمل با خرد انسانی سازگار است یا فقط تقلید کورکورانه است؟
ج) نتیجه آن را ب بینیم: آیا این عمل منجر به رشد اخلاقی، آرامش روحی و نزدیکی به خدا می شود؟
یا فقط ترس، وابستگی، خرافه زدگی و گریز از واقعیت ایجاد می کند؟
خرافات دینی، دین نیستند. آنها تحریفاتی اند که به نام دین بین مردم جا افتاده اند. دین واقعی، چه اسلام، چه مسیحیت، چه ادیان دیگر، همگی دعوت به عقل، آگاهی، و رشد معنوی دارند. خرافه، ابزار کنترول ذهن است؛ دین، راه نجات روح.
ادامه دارد…
حق چاپ ونشر این مقاله محفوظ است در صورت استفاده از آن باید نام داکتر صالحه واهب واصل و لینک منبع ذکر شود.
فهرست منابع مورد استفاده در نگارش این مقاله در بخش آخری آورده شده است.