حس بيگانه | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل

اگر شعر برد و باخت را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید  برد و باخت | شعر عاشقانه و تأملی از داکتر صالحه واهب واصل

شعر «حس بيگانه» از داکتر صالحه واهب واصل بازتاب نخستين تجربه های دلدادگی و احساسات تازه عاشقانه است. در اين سروده شاعر از شيفتگی ناگهانی، تأثير ديدار و دگرگونی درونی انسان در برابر عشق سخن ميگويد.

حس بیگانه

ترا از دور میدیدم که سویم دیده می آیی
مرا از من ربوده در دلم بنشسته می پایی
به تمکین خرامت می خورم سوگند دلدارم
که از خود می روم وقتی قدم بر دیده می سایی
به من بیگانه بود این حسِ بار اولت دیدن
نداشتم هیچ گاهی این چنین احساس شیدایی
تو خندیدی، سخن گفتی و جنبیدی و بنشستی
دلم از خانه بیرون کردی با همچون فریبایی
شدم غرق تو و محو تو و محو اداهایت
نمی دانم که آگه بودی یا نه؟ زین دل آرایی
از آن روزی که از چشمم گذشتی بسملم کردی
به روز ها حسرت تو دارم و شب های سودایی
من عاشق گشته ام شاید و لیکن خود نمی دانم
همه گویند عشق پیری دارد سر به رسوایی

داکترصالحه واهب واصل

برگرفته از کتاب «زورق شکسته دل» — مجموعه دوازدهم غزليات

۴-۰۸-۲۰۲۱

هالند

Leave a Comment