تا کجا؟ | شعر عاشقانه و اجتماعی از داکتر صالحه واهب واصل

اگر شعر بیدل را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید  بیدل | شعر عرفانی از داکتر صالحه واهب واصل

شعر «تا کجا؟» از داکتر صالحه واهب واصل، سروده ای سرشار از درد، حسرت، بی قراری و فریاد درونی انسان در برابر رنج های بی پایان است. شاعر با تصویرهایی چون چشم خونبار، بغض گلوگیر، تپش لرزان دل و حلقه های نامرادی، از تحمل دشواری ها و جستجوی راه رهایی سخن میگوید. تکرار پرسش «تا کجا؟» بیانگر اوج درماندگی، اعتراض به ادامه رنج و آرزوی رسیدن به آرامش است. این شعر بازتابی از دردهای عمیق روحی و تلاش انسان برای رهایی از بند اندوه و ناکامی میباشد.

تا کجا؟

تا کجا دل بشکند تا رحم تو حاصل شود

تا کجا خونبارد تا گم شهرت قاتل شود

بارش چشمم زمین صبر را کافی نشد

تا کجا طغیان کند تا ساکن ساحل شود

بغض گریان شد گره گیر گلو در بیکسی

تا کجا بفشارمش تا عقده هـا باطل شود

آنچنان می لرزد از شور تپش درسینه دل

کز شرار حسرتش بی بال و پر این دل شود

مرغ دل گم گشته در راه به پرواز آمدن

تا کجا دل پر کشد تا منزلش حاصل شود

حلقه های نامرادی بست در بند جان ما

تا کجا پیچم به خود کین حلقه ها زائل شود

واهبا مرگت برون ازحلقۀ آمادگیست

تا کجا بخوانمش تا با لهد در گل شود

داکترصالحه واهب واصل

برگرفته شده از مجموعه شعری «مجموعه اول غزلیات»

05-05-2008

جرمنی

Leave a Comment