آرزو | شعر عاشقانه عرفانی از داکتر صالحه واهب واصل
اگر شعر حریم کوی یار را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید حریم کوی یار | شعر عرفانی عاشقانه از صالحه واهب واصل
شعر «آرزو» روایت شوق دیدار، تمنای وصال و احساسات لطیف عاشقانه است. در این سروده عشق و دلدادگی با زبانی ساده، احساسی و شاعرانه بیان شده است.
آرزو
خوش آن شبی که ترا مست و بیقرار ببینم
فتاده در بر خود بیخود و خمار ببینم
خوش آندمی که خرابت کند می دل ساغر
تو هوش گم کنی، من باشم هوشیار ببینم
خوش آن شبی که نهی پا به روی بستر خوابم
بگیرمت به بر خویش و در کنار ببینم
خوش آن پیاله که روی لبت نشیند و خیزد
من این معامله را صد هزار بار ببینم
خوشا به حال من آنشب که سوزم از عطش وصل
ترا و وصل ترا دور از انتظار ببینم
خوش آنشبی که به گوشم بخوانی نغمۀ عشقت
ترا به نغمه سرایی من ای نگار ببینم
خوش آن شبی که چو «واهِب» شوم رها ز فراقت
ترا کنار و عدو را تَهِ فشار ببینم