آبستن حس | شعر عاشقانه عرفانی از داکتر صالحه واهب واصل

اگر شعر اسم اعظم را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید  اسم اعظم | شعر عرفانی از داکتر صالحه واهب واصل

شعر «آبستن حس» از داکتر صالحه واهب واصل بازتاب دگرگونی روح، بيداری احساس و شکوفايی عشق در درون انسان است. در اين سروده عشق و دلدادگی با تصوير های لطيف و شاعرانه به نمايش گذاشته شده است.

آبستن حس

گذشتی از خیال من نفس در سینه ام پیچید
به چشمم نقش بستی اشک حیرت ژاله سان بارید
فضا شد تازه اطرافم پر از خوشبوی گلشن شد
تمام ظلمت شب دور شد تا نور تو تابید
شدم خاک و به جانم ریشه زد سر تا به پا عشقت
به رگ هام خون جوشید و گل ِمهرت از آن روئید
تمنا غنچه سان لبخند زد در تار و پود جان
نگاهم آبشار ذوق از مژگان من برچید
غبار از صورت آئینه از شرم کدورت ها
به نقش روی تو دید و ز خجلت آب شد لغزید
به حیرتگاه چشمم مژه از بیچارگی ساکت
نمائی حسن بی مثل ترا می کرد هی تأئید
نمیدانم کدامین نطفه، عشقت را به دل پیوست
که این آبستن حس در خیالم نقش تو زائید
نبودی «واهبا» تا بینی صبح تازه پیدا را
که میکرد از حسادت نخره ای دلدار را تقلید

داکتر صالحه واهب واصل

برگرفته از کتاب «زورق شکسته دل» — مجموعه دوازدهم غزليات

14-05-2020

هالند

Leave a Comment