(خرافات چیست؟ (بخش اول

خرافات چیست؟

خرافات، سایه ای تاریک بر ذهن انسان است؛ سایه ای که از نخستین روز های ترس بشر در برابر طبیعت ناشناخته، بر او افتاده و تا به امروز در اشکال متنوع و رنگارنگ ادامه یافته است. در طول تاریخ، انسانها برای آنچه نمی ‌دانستند، دلایل ساختگی و خیالی وضع کردند. صدای رعد را خشم خدایان پنداشتند، امراض را نتیجه جن و جادو دانستند، و مرگ و بلا را حاصل چشم بد یا نحسی اعداد تلقی کردند.
خرافات زمانی متولد شد که انسان هنوز دانش را نیافته بود، اما از نادانی خود می ‌ترسید. آنچه علم نمی توانست توضیح دهد، خرافه به آن پاسخ می ‌داد؛ هرچند پاسخی سطحی، ساختگی و بی ‌اساس. با گذر زمان، این پاسخ‌ های خیالی، چنان با زندگی بشر درآمیخت که به شکل سنت، آیین و حتی گاهی دین جلوه کرد. نسل به نسل منتقل شد، جا افتاد و تقدس پیدا کرد.
امروزهم با آنکه بشر به تکنالوجی، علم و منابع فراوان دانایی دست یافته است، اما خرافات همچنان زنده است؛ نه‌ تنها در جوامع کم‌ سواد، بلکه حتی در میان تحصیل ‌کردگان. این باور ها گاهی به شکل دعا نویسی، رمالی، فال‌ بینی و طلسم ظاهر می شوند و گاهی در قالب جمله‌ های ساده ای چون «عطسه کردی، یعنی راست گفتی»، «شب نباید ناخن گرفت»، «اگر این پیام را نفرستی، بدبختی می‌آید» و امثالهم.
نکتهٔ خطرناک آنجاست که خرافه، تنها یک باور بی ‌ضرر نیست. بلکه اغلب به ابزار سوءِ استفاده، عامل انحراف دینی، مانع رشد فکری، و راه فرار از مسؤولیت تبدیل می شود. خرافه به ‌جای آنکه حقیقتی را آشکار کند، ذهن را از واقعیت دور می ‌سازد و انسان را در تاریکی نگه می‌ دارد. کسی که به خرافه ایمان دارد، کمتر می ‌پرسد، کمتر تحقیق می کند و بیشتر می‌ ترسد.
در جوامعی مانند افغانستان و کشور های شرق میانه، خرافات گاه چنان با دین، سنت، خانواده و فرهنگ آمیخته که تفکیک آنها دشوارشده است. خرافه در دل نذر، دعا، تربیت کودک، ازدواج، علاج امراض و حتی سیاست جا خوش کرده است. گاهی مادر برای چشم نخوردن فرزندش دعا به لباس او می‌ دوزد، یا فردی به جای مراجعه به داکتر، نزد دعا نویس می رود. چنین رفتار نه‌ تنها نشانهٔ جهل، بلکه پیامد سال‌ ها بی ‌توجهی به آموزش، دین ‌زدگی و ضعف فرهنگی است.
اکنون، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند بازنگری هستیم. باید خرافه را بشناسیم، بفهمیم چرا به آن دل می ‌بندیم، چگونه در زندگی ما نفوذ کرده، و با چه روش های می ‌توان آن را از ریشه خشکانده بیخ کن کرد. این شناخت تنها با مطالعه، تفکر نقاد، و آموزش گسترده ممکن است. جوامع که بخواهد آزاد بیاندیشد، باید نخست زنجیر های خرافه را از ذهن باز کند.
این نوشتار، تلاشی است برای برداشتن گام نخست در مسیر آگاهی ‌بخشی درباره خرافات: از تعریف و ریشه‌ های آن گرفته تا انواع، پیامد ها، نقش در دین، روان و رسانه، و سرانجام راه‌ های مقابله با آن.

تعریف خرافات

خرافات مجموع های از باور ها، رفتار و رسوم غیر منطقی، غیرعلمی و اغلب غیر مستند است که مردم بدون دلیل عقلانی به آن پایبند هستند، چون فکر می کنند آنها باعث خوشبختی، بدبختی، محافظت، پیش‌ بینی آینده یا تأثیرگذاری بر وقایع می شوند. این باور ها از نظر علمی اثبات‌ ناپذیرند، اما در فرهنگ‌ های مختلف به ‌ شدت ریشه ‌دارند. به عبارت دیگر هر باور یا رفتاری که برخلاف عقل، منطق، و علم باشد و مردم عامه آنرا تکراراً انجام دهند و باور کنند، خرافه گفته می شود. خرافه (Superstition) به باور، عادت یا رفتاری گفته می شود که بر اساس دلیل منطقی، تجربه علمی یا آموزهٔ دینی معتبر شکل نگرفته، اما مردم به آن باور دارند و تصور می کنند که آن باعث وقوع خیر یا شر، خوشبختی یا بدبختی می شود. خرافه معمولاً بر اساس ترس، جهل، تقلید کورکورانه، یا تجربه ‌ های نادرست شخصی ساخته می شود. این باور ها اغلب به ‌صورت سنتی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند و در برخی موارد، چنان با دین، عرف و فرهنگ درهم تنیده می شوند که تشخیص حقیقت از توهم را دشوار می‌ سازد.
مثلاً:
شکستن آینه بد چانسی می آورد
جارو کردن شب باعث فقر می شود
عدد ۱۳ نحس است
عدد ۳۹ دشنام و بیناموسی است

ریشهٔ خرافات:

در زبان عربی، کلمهٔٔ “خرافه” برگرفته از “خرافة بن أساف” است، مردی که افسانه ای درباره اش وجود داشت که توسط جن ربوده شد و پس از بازگشت، داستان‌ های عجیب و خیالی تعریف می‌ کرد. مردم به آن گفتند: این حرف‌ ها “خرافات” است! یعنی سخنان بی‌ اساس و عجیب.
ریشه‌ های تاریخی و روانی خرافات

تاریخی، ارث فرهنگی و باور جمعی: در دوران باستان، بشر برای چیز های که نمی ‌توانست توضیح دهد، دلیل‌ های خیالی می ‌ساخت. مثلاً برای زلزله یا بیماری، نیرو های ماورایی را مقصر می ‌دانست. مثال: «شب عروسی اگر باران ببارد، نشانهٔ خوشبختی است» – نسل به نسل منتقل شده، بدون بررسی واقعیت.
اسطوره‌ ها و افسانه‌ ها: بسیاری از خرافات از داستانها و افسانه‌ های قدیمی سرچشمه گرفته اند ، مثل داستان‌ های دربارهٔ جن، پری، ارواح، طلسم و…
ترس و نادانی: ترس از ناشناخته‌ ها یا عدم دسترسی به دانش علمی، باعث می شد انسانها برای کنترول شرایط، به خرافات پناه ببرند.
نیاز به امید یا کنترول: برخی خرافات به مردم حس «کنترول» می دهند؛ مثلاً بخت‌ گشایی با ریختن آب پشت سر مسافر.
ترس از ناشناخته‌ ها: مثال: در گذشته وقتی باران نمی‌ آمد، مردم گمان می‌ کردند خدایان خشمگین ‌اند، پس قربانی می‌ کردند تا باران ببارد.
نیاز به معنا دادن به رویداد ها: مثال: اگر کودکی ناگ هان بیمار می شد، می ‌گفتند “چشم‌ خورده”، چون نمی توانستند علت پزشکی آن را بفهمند.

خرافات دشمن پنهان دانایی است. این باور ها، برخلاف ظاهر ساده یا حتی شیرین‌شان، قدرت تفکر، حرکت، و حقیقت‌جویی را در انسان فلج می کنند. اندیشمندان دینی و علمی همگی تأکید کرده اند که انسانِ آگاه باید با چراغ عقل، دانش و ایمان اصیل، راه خود را از تاریکی خرافه جدا کند.

انواع خرافات

خرافات مذهبی یا شبه مذهبی توجه: خرافات مذهبی با باور های دینی اصیل فرق دارند. خرافات، تحریف‌ شده و تحمیل‌ شده اند.
آویختن نعل اسپ به در خانه برای دور کردن جن و شیطان
گذاشتن قرآن باز بالای سر مریض به ‌جای درمان طبی
اعتقاد به «چشم ‌زخم» و استفاده از مهره‌ های آبی ‌رنگ (نظرقربانی) مثل افراط در اعتقاد به چشم ‌زخم، دعا های خاص برای رسیدن به خواسته‌ ها، طلسم و جادو…

خرافات اجتماعی و فرهنگی: مثل شب چله فال حافظ گرفتن، نعل اسپ روی دروازه، ریختن آب پشت سر مسافر ریشه فرهنگی خرافات هر جامع های بر پایه تجربه ها، داستانها، رسوم و سنت‌ های که از نسل‌ های گذشته به ارث رسیده، عمل می کند. بسیاری از خرافات از دل فرهنگ محلی زاده شده اند و چون توسط بزرگان یا اقوام محترم تکرار شده اند، تبدیل به «باور اجتماعی» شده اند.
مثال‌ ها:
در ایران: اگر در شب ناخن بگیری، فقر می ‌آید
در افغانستان: صدای جغد در شب نشانه مرگ است
در هند: دیدن مار کبری در خواب نشانه ثروت است
در چین: عدد ۴ نحس است، چون تلفظش شبیه کلمه مرگ است
این باور ها، هرچند خرافی ‌اند، اما چون در قالب فرهنگ پذیرفته شده اند، فرد جرأت ندارد آنها را نادیده بگیرد.

خرافات کیهانی و نجومی (Astrological Superstitions)
باور به تأثیر ستارگان، ماه، و سیارات بر سرنوشت، بخش بزرگی از خرافات را در بسیاری از فرهنگ‌ ها شکل داده است.
مثال‌: هند – طالع‌ بینی (Jataka) برای ازدواج اجباری است؛ حتی زمان تولد کودک را با ستارگان تنظیم می کنند. چین: سال تولد (مثلاً سال اژد ها یا خرگوش) بر سرنوشت فرد اثر دارد. فرانسه و آمریکا: فال روز تولد (horoscope) بر اساس موقعیت ماه و خورشید بسیار محبوب است.
خرافات مربوط به سلامت: خوردن چیز خاص برای پسر دار شدن، پرهیز از برخی کار ها برای جلو گیری از امراض، ناف گرفتن توسط دایه برای آنکه از دختر زایی جلوگیری شود.
خرافات عددی: مثل نحس بودن عدد ۱۳ یا ۴ در بعضی فرهنگ‌ ها. عدد ۱۳ نحس است. در بسیاری از فرهنگ‌ ها (از جمله ایران، اروپا، آمریکا) عدد ۱۳ به بدچانسی معروف است. در فرهنگ چینی، عدد ۴ به معنای مرگ است، بنابراین ساختمانها طبقه چهارم ندارند!. در افغانستان عدد ۳۹ در کابل به عنوان نماد «بی ‌آبرویی» شناخته شده است و مردم از داشتن پلاک یا خط تلفن با این عدد اجتناب می کنند.
خرافات خانگی و روزمره
اگر آینه بشکند، هفت سال بدبختی می آورد
اگر گربه سیاه مسیر حرکت تان را با رد کردنش قطع کند، بدچانس ی می ‌آورید.
جارو کردن خانه در شب باعث فقر می شود.
ریختن آب پشت پای مسافر برای بازگشت سالم مسافر است.
ناخن های دست و پا را در شام یکجا گرفتن سبب می شود که پدر و مادرت بمیرند.
چشم چاک کردن باعث جگر خونی می شود.
خندیدن زیاد باعث حزن و غمگینی می شود.
جاروب که به پا اصابت کند بالای شخص تهمت می شود.
جاروب را سربالا بمانند، در آن خانه جنازه کسی بلند می شود.

خرافات عاشقانه و زناشویی
خوردن دمنوش خاص یا طلسم برای «بخت‌ گشایی»
مهره، دعا یا سحر برای جذب عشق یا نگهداشتن همسر
«اگر حلقه ات گم شد، نشانهٔ جدایی است»
در روز تخت جمعی زرد پوشیدن عروس به طلاقی منجر می شود.

خرافات روانی و ذهنی
اگر شب خواب مار ببینی، پول‌ دار می ‌شوی
خواب دیدن دندان: نشانه مرگ یکی از نزدیکان
عطسه هنگام حرف زدن: نشانهٔ راست بودن حرف تو!
زبان زیر دندان شدن، کسی حسرت می خورد.
ابروی راست بپرد خوشی می آورد، ابروی چپ بپرد غم بار می آورد.

خرافات مربوط به روز ها و زمانها
سه‌ شنبه ‌ آخر ماه بدی می آورد .
در شب سال نو اگر پول در جیبت باشد، تمام سال را پرپولی خواهی داشت
اگر در اول سال پول سیاه گم شود، تمام سال بدچانسی خواهی آورد.
چهارشنبه ها عیادت مریض باعث می شود که سه عضو دیگر آن خانه به تکرار مریض شوند.
به روز جمعه جاروب کردن باعث مفلسی و فقر می گردد

ادامه دارد…

حق چاپ ونشر این مقاله محفوظ است در صورت استفاده از آن باید نام داکتر صالحه واهب واصل و لینک منبع ذکر شود.

فهرست منابع مورد استفاده در نگارش این مقاله در بخش آخری آورده شده است.

Leave a Comment