آفتاب | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل

اگر شعر روح استوار میهن را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید  روح استوار میهن | شعر اجتماعی از داکتر صالحه واهب واصل

شعر «آفتاب» از داکتر صالحه واهب واصل سروده ای عاشقانه و سرشار از تصویر های شاعرانه است که در آن آفتاب نماد عشق، روشنایی و گرمی حضور معشوق است و شاعر از دلبستگی خود سخن میگوید.

آفتاب

رفتی و رفت شوکت انوارآفتاب
بی جلوه ات چی تیره رخِ تارآفتاب
از جلوۀ تو دشت و دمن غرق عشرتست
برگو متاب سـوی چمنزارآفتاب
از پرتوجمال تو گل مشگفد به باغ
گلها نیند شایق دیدار آفتاب
خون آبه میچکد ز سر مژۀ شفق
تا پا نهی به دیدۀ بیمار آفتاب
جان مرا به گرمی عشقت دمیده یی
حاجت مرا چی گرمی دوار آفتاب
برآستان عشق برم سجدۀ نعیم
کز بختِ رهنمون شده ام یار آفتاب
«واهِب» دلش ز گرمی عـشـق توشعلۀ ور
چون جلوۀ رخ تو کند کارآفتاب

داکترصالحه واهب واصل

30جنوری 2009

Leave a Comment