همدم راز | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
اگر شعر مرو بمان را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید مرو بمان | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
شعر «همدم راز» از داکتر صالحه واهب واصل بازتاب عشق، راز و نياز، دلدادگی و شيفتگی عاشق در برابر معشوق است. در اين سروده شاعر با زبانی لطيف و شاعرانه، پيوند عميق دل با يار، خلوت عاشقانه و اخلاص در عشق را به تصوير ميکشد.
همدم راز
دیدهُ خود دمی که بر روی تو باز میکنم
شکر خدای کرده در بود تو ناز میکنم
وقتی به محراب دو ابروی تو افتدم نظر
می گذرم ز عیش و نوش فکر نماز می کنم
گه گهی دشمن دلم میشوم از قرابتت
شاید هم از حد خودم پای دراز میکنم
از سر شب تا به سحر تیرگی هست همدمم
در بر تنهایی فقط راز و نیاز میکنم
بسکه به شمع خلوتم گویم من از تو قصه ها
شعلهُ سینه اش پر از سوز و گداز میکنم
باشی مقابلم که بیند نه به سوی چشم من
لحظه به لحظه با خود این فکر مجاز میکنم
در جمع هرچه مردم است واهب خوش خندهُ من
من به یقیین ترا فقط همدم راز میکنم