ديدار روز اول | شعر عاشقانه از داکتر صالحه واهب واصل
اگر شعر خلوت خیال را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید خلوت خيال | شعر عاشقانه عرفانی از داکتر صالحه واهب واصل
شعر «ديدار روز اول» از داکتر صالحه واهب واصل روايت شيفتگی و دلدادگی از نخستين نگاه است. در اين سروده شاعر احساس حيرت، شوق، اميد و آرزوی وصال را با زبانی لطيف و شاعرانه بيان کرده و جلوه های عشق پاک را به تصوير کشيده است.
دیدار روز اول
ترا از اولین روزی که دیدم گشتم حیرانت
به دل گفتم که جان و مال و ایمانم به قربانت
ترا دیدم که مثل گل دمادم عطر افشانی
تمنا کردم ای کاش خار باشم من به دامانت
تو چون آئینه پاک و با صفا مشغول خود بودی
من همچون ماه میدیدم ترا در صرح ایوانت
چه حالی باشدم آندم که باشی شمع بزم من
تو حالم دیده، بندی بر وصالم عهد و پیمانت
من این خواهم که حتی چشم هم وقت تماشایت
نباشد بین ما، تو باشی من ببینم فراوانت
به دل گفتم، دلا؛ خوشبختی رو کرده ست سوی تو
که شاه هرچه خوب کائنات است، گشته سلطانت
بمیرم از فراقت یا که کامم میدهی روزی
بگو هرچی تو خواهی انتظارم من به فرمانت
ندارد آرزوی وصل از کم طالعی «واهب»
ولی امید میدارد نبیند داغ هجرانت