دل خسته | شعر اجتماعی از داکتر صالحه واهب واصل

اگر شعر زنجیرهٔ جهل را نخوانده اید میتوانید از طریق این لینک بخوانید  زنجیرهٔ جهل | شعر اجتماعی از داکتر صالحه واهب واصل

شعر «دل خسته» از داکتر صالحه واهب واصل بازتاب اندوه، غربت، نا اميدی و رنج های جامعه امروز است. در اين سروده شاعر با زبانی صريح و انديشمندانه، از جنگ، دورويی، بی عدالتی، سوء استفاده از دين و درد دوری از ميهن سخن گفته و احساس خستگی دل را به تصوير ميکشد.

دل خسته

دل از زمان و گردش روزگار خسته شد
زین مردم دو روی و فریبکار خسته شد
زین جنگ ها که هیچ به پایان نمی رسد
زین خانه جنگی های دل آزار خسته شد
زین حرف های صلح زبانی و جنگ سرد
وز قتل نفس زن سر بازار خسته شد
دیگر دلم به باور دین گشته بد گمان
کز گفته های عالم دیندار خسته شد
از این زبان چرب حکومت به نام دین
وز هر دروغ گندهٔ شاخدار خسته شد
از دوری دیار به غربتسرای هجر
در قصری کز طلا شده دیوار خسته شد
واهب که از فراق دیارش ز پا فتاد
از زجر های آمده تکرار خسته شد

داکترصالحه واهب واصل

برگرفته از کتاب «دل بيتاب»

۲۳-۱۱-۲۰۲۵

هالند

Leave a Comment